محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

396

رشحات البحار ( فارسى )

به‌علاوه ، اسما لوازمى دارند كه صور و مظاهر انها است كه اعيان ثابته ناميده مىشوند ؛ زيرا بديهى است كه عالم اقتضاى معلوم ، قادر اقتضاى مقدور ، مريد اقتضاى مراد و . . . را دارد و از آنجا كه همه معانى امكانى تحت معنى مقدور ، معلوم ، مراد ، و امثال انها واقع شده است و ماهيات نيز جز با مرتبه‌اى از وجود ، خواه وجود عينى ، خواه وجود ذهنى ، ظهورى ندارند ، بنابراين قوىترين وجودها ، وجود حق تعالى است . بنابراين همچنان‌كه ماهيات امكانى نظير جبروت طولى و عرضى عقل ، ملكوت اعلا و اسفل نفس ، طبايع ، اجسام ، حتى اعراض اعتبارى ، و حتى مفهوم عدم ، اجتماع ضدين و نقيضين ، به واسطه وجودى اعلا ، اقوى ، و ابسط ظاهر مىشوند كه وجود ذات است . پس همه انها مقدورند و اصلا از دايره وجود قادر كه عين ذات است ، خارج نمىشود . معلوم ، مراد ، مسموع و . . . نيز به همين صورتند . پس در اين امر تدبر شود . ازاين‌رو ماهيتى كه داراى ضعيف‌ترين وجود است ، اگر منكشف شود ، به خاطر وجودى است كه قوىترين وجود و اكشف وجودات است . 5 . مقام « فخلقت الخلق » . پس از بيان اينكه حب كمالات اسمايى را ظاهر ساخت و تجلى اين كمالات به دنبال اعيان ثابته‌اى مىآيند كه صور و مظاهر اسماى ذاتيه هستند ، مىتوان گفت كه اسما فواعل الهيه و اعيان ، قوابل علميه هستند و هر طلبى ظهورى دارد . به‌طورىكه اگر دو طلب در حضرت الهيه جمع شوند ، نوبت به تجلى ناشى از فيض مقدس خداوند مىرسد و در نتيجه مطلوب با وجود عينى ظهورى مىيابد . به‌طور خلاصه ، خلق در اينجا عين اضافه اشراقيه‌اى است كه تمام ظل ، امر ، رحمت ، مشيت ، و وجود مطلق ، يعنى لا به شرط و وجود منبسط است . واضح است كه اين وجود براى صدور از خداوند متعال مناسبت دارد ؛ زيرا بديهى است كه ماهيت براى مقام جعل مناسبت ندارد . مضافا اينكه ، نسبت معلول به علت نسبت شىء به شىء است و اين با مقام وجود تناسب دارد نه مقام ماهيت . ازاين‌رو تنها وجود از خداوند متعال صادر مىشود . بااين‌حال